دلستان

دلبر که جان فرسود از او  

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

مالیات

توسط سنجاقک | دوشنبه ۱۴۰۴/۱۰/۰۸ | 10:55

چند روز پیش که خوندم مالیات بر ارزش افزوده شده ۱۲ درصد خیلی ذهنم درگیر شد

مگه دولت از حقوق کارمندا مالیات کسر نمیکنه؟ مگه کاسبا و شرکت دار ها هر سال بابت فاکتور مالیات نمیدن؟ پس اون پولی که میمونه پاکه و هیچ مالیاتی به گردنش نیست

پس چرا دوباره هر چی با اون پول می‌خریم باید مالیات رو هم پرداخت کنیم .از مواد غذایی و مایحتاج اولیه تا حتی رستوران و ....

چرا باید به ماشینی که از همون پول مالیات داده شده خرید کردیم مالیات ببندن هر سال؟ یا حتی یکی جوون کنده یه واحد برای آینده بچش خریده باز باید مالیات بده ؟ مالیات بر ارث و هزار تا کوفت و زهر مار دیگه

ما که از درآمد اولمون مالیات گرفته شده پس این چه ظلمیه؟

آیا موضوعی هست که من متوجهش نشدم ؟؟؟؟

مهربون بمونیم

توسط سنجاقک | شنبه ۱۴۰۴/۱۰/۰۶ | 10:25

اگه به یه آدم بگی فوق العاده ایی فوق العاده تر از قبل میشه، اگه یه آدمو برای تلاشش تحسین کنی بیشتر تلاش میکنه، اگه به یکی بگی که چقدر قشنگ میخندی قشنگ تر میخنده، اگه به یکی بگی چقدر خوشگل شدی واقعا خوشگل‌تر میشه و از همه مهم تر اگه تو مهربون بمونی مهربونیِ این دنیا ته نمیکِشه ...!

غیبت

توسط سنجاقک | جمعه ۱۴۰۴/۱۰/۰۵ | 19:9

میخوام یه ذره غیبت کنم

خواهر کوچیکه قجری دید دارم قرص آهن میخورم پرس و جو کرد و گفتم کم خونی شدید دارم .اونم گفت یکی ازآشناهاش چند وقت پیش به خاطر کم خونی فوت کرد 😡

من فکر میکردم فقط قجری خودش مثل یه یکی از بچه هاست و حسودی میکنه و رفتارهای عجیب داره و اصلا شبیه پدر ها نیست

دیدم خواهرشم با دخترش یه جوری رفتار میکنه انگار رقیبش و اصلا حس مادری نداره

یعنی یه جوری سرکوفت میزنه که بعید نیست کار بچه رو به خودکشی نرسونه

خدا به داد همه برس

مشاوره

توسط سنجاقک | چهارشنبه ۱۴۰۴/۱۰/۰۳ | 14:55

سلام بر آنان که از تنهایی به گربه ها پناه می‌برند

بنظرتون هنوز منتظر کادوی روز زن باشم یا مثل سال‌های قبل بیخیال شم؟

بنظرتون برای روز مرد کادو بخرم یا نه؟

جمعه خوب یا بد

توسط سنجاقک | جمعه ۱۴۰۴/۰۹/۲۸ | 14:26

جمعه ها رو دوست دارم ،اما گاهی برام خیلی دلگیر میشه

چرا اینقدر همه چی گرونه . از آرایشگرم قیمت هایلایت گرفتم

گفت ۲۸ میلیون !چرا آخه .تازه ما مرکز شهر هستیم و یه آرایشگاه معمولی

اینقدر زخم دارم که به این حالا حالا ها نمیرسم

مادر

توسط سنجاقک | جمعه ۱۴۰۴/۰۹/۲۱ | 8:13

دیشب برای هزارمین بار فیلم مادر رو دیدم و با جمله آخر

مادر مرد از بس که جان ندارد

کلی گریه کردم

خوش به حال هر کی که مادرش پرواز نکرده .چه دغدغه شیرینی هست وقتی فکر خرید هدیه رو داری . چی بخری که بدردش بخوره یا بکارش بیاد و ... و اون لحظه که هدیتو باز میکنه وکلی ذوق تو چشماش و لبخند رو لبش هست خریدنی نیست . خیلی با ارزشه .قدرشو بدونین.

دو سال که نمیتونم تجربه کنم 😥🖤

هَوو

توسط سنجاقک | یکشنبه ۱۴۰۴/۰۹/۱۶ | 17:46

هوو کیست یا چیست؟

هر کسی،هر چیزی،هر مشغله ایی،هر حسی که باعث بشه

زن و یا مرد شخص اول زندگی طرف مقابل نباشه

مثل کار، سیگار، غذا، پول و .....

چای

توسط سنجاقک | جمعه ۱۴۰۴/۰۸/۳۰ | 15:54

یه چایی مون نشه !؟

احترام

توسط سنجاقک | پنجشنبه ۱۴۰۴/۰۸/۲۹ | 11:45

احترام بالاتر از عشقِ

یک قدم جلوتر از عشقِ

احترام

وقت گذاشتنِ

داستا یوفسکی

توسط سنجاقک | دوشنبه ۱۴۰۴/۰۸/۲۶ | 5:22

‌‏این روزا مد شده که میگن : نجات دهنده در آینه است
اما داستایوفسکی یکبار گفته : در آغوشم بگیر و نجاتم بده، قاتلی به دنبال من است که گاه به گاه در آینه ها میبینمش

یا میگه

مردان خوب از تنهایی می میرند

در حالیکه زنان خوب از پنجره مردان بد به آسمان نگاه می‌کنند.

زندگی بی معنی

توسط سنجاقک | چهارشنبه ۱۴۰۴/۰۸/۲۱ | 23:1

امروز از دست خساست قجری خیلی دلم گرفت

یه دو هفته بود سعی می‌کردم باهاش کل کل نکنم و هر چی میگه قبول کنم بگم تو خوبی به اصطلاح

امروز اشکمو به خاطر خرید مواد غذایی خونه درآورد

خیلی افسرده شدم همش دلم میخواد گریه کنم و ...

مادرای دهه ۸۰

توسط سنجاقک | چهارشنبه ۱۴۰۴/۰۸/۲۱ | 14:55

یدقیقه تو ایستگاه اتوبوس منتظر بودم به مرز سکته رسیدم از دست این مادر دهه هشتادی

دو تا پسر بچه کوچیک داشت که اصلا استرسی نداشت .دست به زباله می‌زدند و.می ایستادن تو مسیر اتوبوس.به لاستیک اتوبوس متوقف دست میزدن .

پشت ایستگاه هم پمپ بنزین بود.میرفتن پشت ایستگاه .مامانه اصلا کاری نداشت من چند بار گفتم بچه ها مواظب باشین . دیدم مامانه عین خیالش نیست

واقعا مضطرب شدم و قلبم درد گرفت .

چای نبات لازمم

سرگذشت

توسط سنجاقک | چهارشنبه ۱۴۰۴/۰۸/۱۴ | 9:15

عروسک های پلاستیکی خرسی سوت دار

قدیما تو سیسمونی ها میزاشتن

چقدر عزیز بود .اولش تو کمد بود .بچه یکم جون می‌گرفت اون عروسک میشد همبازیش .خرسو فشارش میدادن و اونم‌جیغ می‌کشید .

بعد یه مدت کف زمین شوت میشد اینور و اونور

گاهی هم همبازی بچه میشد تو حموم

و بعدش دفتر نقاشی میشد و در آخر سرش بریده میشد بعدم تو سطل زباله میرفت .چرا؟

خاطره ۱

توسط سنجاقک | شنبه ۱۴۰۴/۰۸/۱۰ | 12:16

پارسال،یه همچین روزایی بود که با قجری نمیدونم سر چی دعوای شدید داشتیم

از خونه که رفت بیرون .گفتم بری دیگه برنگردی

یه دو سه ساعتی گذشت .با خودم فکر کردم

خب اگه برنگشت چکار کنم؟

خونه کثیفه،فرشا و مبلا کثیفن . آشپزخونه

وای چکار کنم؟

باید اعلام نکنم. اول خونه رو تمیز کنم بعد بگیم که آره ....

ادامه دارد

دلتنگی

توسط سنجاقک | پنجشنبه ۱۴۰۴/۰۸/۰۱ | 19:42

به شدت دلتنگم

دلتنگ یه آغوش بی ریا .بی منت. بی انتظار

دلتنگم

دلتنگم برادرام

دلتنگ آغوش بی منت برادرام

حساسیت

توسط سنجاقک | شنبه ۱۴۰۴/۰۷/۲۶ | 21:50

قبل از اینکه به کسی خوبی کنید، رو یه قسمت از پوستش امتحان کنید.

شاید حساسیت داشته باشه.

هعی

توسط سنجاقک | یکشنبه ۱۴۰۴/۰۷/۱۳ | 7:21

ایران حالا حالاها تو جهان سومیش باقی میمونه

تا وقتی آموزش پرورش اصلاح نشه همینه

کتاب کار و فن آوری گذاشتن تا استعدادها رو پیدا کنن اما تو مدرسه ها دریغ از یه کارگاه .فقط تئوری و کار عملی هم تو خونه توسط اعضای خونه انجام میشه

به قول یکی از اساتید که می‌گفت کتاب اول ایران با جمله بابا آب داد شروع میشه یعنی تو زحمت نکش بابا هست و تو ژاپن با اینکه ما خاک نداریم آب نداریم منابع نداریم پس تلاش کن شروع میشه

دنیا شبیه صحنه تئاتر و ما تماشا چی

منت کشی

توسط سنجاقک | جمعه ۱۴۰۴/۰۷/۱۱ | 8:40

نشسته بودم روی سنگ به منظره روبروم نگاه میکردم

یدفعه اومد. شروع کرد به حرف زدن.سرشو میزاشت رو شونم و گاهی به کمرم فشار میداد

فکر کردم خودشو درست کرده اخلاقش خوب شده

خواستم منم نوازشش کنم

اما وحشی پدر سوخته

خواست چنگم بندازه

نمیدونم این یکی چه مرگشه .از یه طرف دوست داره آدمو. خودشو میچسبونه و دائم میو میو میکنه

از یه طرف نمیزاره دست بهش بزنمو و موقع راه رفتن همش جلوی پامو میگیره و نمیزاره برم

خیلی عجیبه

احتمالا زندگی قبلیش آدم بوده

کودکی

توسط سنجاقک | پنجشنبه ۱۴۰۴/۰۷/۱۰ | 13:22

یکی از تلخ ترین حقایقی که در این سال ها به آن رسیدم اینه که، افرادی که در کودکی در خانه هایی سرد، تلخ و بی‌محبت بزرگ میشن، اغلب رؤیاهای بزرگی ندارن، بزرگ‌ترین آرزوی اون‌ها خانه‌ای آرام و امنه و عشقی که مطمئن باشن هرگز رهاشون نخواهد کرد ...!

سوسک آلمانی🤮

توسط سنجاقک | سه شنبه ۱۴۰۴/۰۷/۰۸ | 10:43

چند وقت پیش تو شرکت تنها بودم .یه چایی دم کردم .جاتون خالی

اولی رو خوردم (نوشیدم)😄 یکم بعد رفتم دومی رو بریزم که از لوله کتری یه سوسک پخته شده اومد تو لیوان .....

از آلمان به ما سوسکش رسید 🙃

درونگرا یا برونگرا

توسط سنجاقک | جمعه ۱۴۰۴/۰۷/۰۴ | 7:3

در ادامه مبحث تفاوت درونگرا و برونگراها

درونگراها به راحتی با کسی دوست نمیشن و اگه دوست بشن دیگه تمومه

اما برونگراها به خاطر حالت اجتماعی بودنشون با همه گپ گفت میزنن ولی اصلا قصد دوستی ندارن و در همون حد گپ و گفت به پایان میرسونن و میبینی که رفاقتشون با کسای دیگه هست

و اینجا اگه یه درونگرا به یه برونگرا بخوره سوء تفاهم ها پیش میاد .درونگرا فکر میکنه یه دوست خوب و خونگرم پیدا کرده اما برونگرا براش همه چی تموم شد

دوقلوهای همسان

توسط سنجاقک | پنجشنبه ۱۴۰۴/۰۷/۰۳ | 9:20

دو تا گربه نارنجی هستن که من میگم دوقلوی همسانن

خیلی شبیه هستن

من اولا فکر میکردم یکیه .به مرور متوجه شدم نه اینا دوتا هستن

یکی مهربون و همش دوست داره نوازشش کنم .یکی بداخلاق همش جلوی پامو میگیره میخواد چنگ بزنه و نمیزاره راه برم و تا میخام نوازشش کنم وحشی میشه .امروز هم یه چنگ انداخت رو دستم

چقدر شبیه آدما

یا آدما شبیه اونا

زنده بودن کوپنی

توسط سنجاقک | سه شنبه ۱۴۰۴/۰۷/۰۱ | 10:47

یه مدتیه دائم سردرد دارم و همش بی حالم .یکم کار میکنم زود خسته میشم

دیروز جواب آزمایشاتمو دکتر دید

شوکه شد من که صاحب آزمایشاتم چطوری زنده ام و جلوش نشستم

گفت اوضاع خوب نیست

کم خونی شدید و تمام ویتامین ها پایین و خلاصه که گفت اصلا به خودت نرسیدی

فکر نمی‌کنم بتونم‌درستش کنم .تا وقتی ....

سازگاری

توسط سنجاقک | پنجشنبه ۱۴۰۴/۰۶/۲۷ | 18:20

سازگاری بیش از اندازه شمارو بی‌ارزش میکنه ؛
فقط با خودت و هدف‌هات سازش کن عزیز من ...!

محمد معتمدی

توسط سنجاقک | پنجشنبه ۱۴۰۴/۰۶/۲۷ | 0:34

کلاغ

توسط سنجاقک | یکشنبه ۱۴۰۴/۰۶/۲۳ | 6:46

به نظر شماها هم تعداد کلاغ ها زیاد شده يا من حساس شدم

ولی واقعا زیاد شدن خیلی زیاد امروز یکیشون یجوری اوج گرفت که حس کردم هواپیما از بالاسرم رد شد

***

مرد که خسیس باشه ،زندگیت میشه پر از هیجان

بابت دوا درمون‌راهنماییت میکنه بری مراکز تامین اجتماعی که رایگان باشه

از ۶ صبح باید بری نوبت بگیری و ....

یادم باشد

توسط سنجاقک | جمعه ۱۴۰۴/۰۶/۲۱ | 7:44

بعضی حرفا از جنس پلاستیکه
سیصد سال طول میکشه تا توی قلبت تجزیه بشه

***

دخترم گفت بیا جان ویک ببینیم .گفتم باشه .یعنی موضوع فقط کشتنه .تو هر قسمت پونصد تا آدم میکشه .نگاه نکنید .اعصاب خورد کنه.

****

آیه ۸۳ سوره انعام یه درس زندگیه .میتونه سرنوشت آدمو تغییر بده .

***

یه جا شنیدم میگفت از گفتن چرا و ای کاش دست بردارید

که زندگی تون رو نابود میکنه

حس ششم

توسط سنجاقک | جمعه ۱۴۰۴/۰۶/۰۷ | 6:31

عنوان یه فیلم

کل فیلم یه روند خوبی داره

ولی آخرای فیلم کلک وپر آدم میریزه

پیشنهاد میدم ببینید

دختر داشتن

توسط سنجاقک | دوشنبه ۱۴۰۴/۰۶/۰۳ | 18:42

هر وقت میزنم زیر آواز،دخترم بدش میاد میگه اگه صدات خوب بود تا حالا خواننده شده بودی!

دختر داشتن خیلی سخته بخصوص تو این دوره

هم باید باهاش دوست باشی .هم احترامت حفظ بشه . هم به حرفت گوش بده.هم خوشحال باشه.هم نیازهاش برطرف بشه و ....

کلافه

توسط سنجاقک | یکشنبه ۱۴۰۴/۰۶/۰۲ | 20:8

وقتی بستنی آب شد،سیب سیاه شد،چای سرد شد،نون خشک شد،ته دیگ سوخت و ....

....

کلافه ام

بی حوصله ام

دلم کمی خلوت میخاد

کمی بی مسئولیتی

کمی به حال خود رها شدن

کمی زیارت

نمیدونم‌....

مطالب جدید تر مطالب قدیمی تر
مشخصات وب
دلستان من یک زنم،از جنس نور و خورشید
ابر سیاه رهایم کن.
🌞🌞🌞
کپی آزاد
🥀🥀🥀
آدما طوری هستن که هرچقدم خوب باشی فقط اون قسمت که خوب نبودی رو یادشون میمونه
آرشیو وب
  • شهریور ۱۴۰۵
  • مرداد ۱۴۰۵
  • تیر ۱۴۰۵
  • خرداد ۱۴۰۵
  • اردیبهشت ۱۴۰۵
  • اسفند ۱۴۰۴
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • آرشيو

ساخت کد موزیک

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای دلستان محفوظ است .