دلستان

دلبر که جان فرسود از او  

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

منت کشی

توسط سنجاقک | جمعه ۱۴۰۴/۰۷/۱۱ | 8:40

نشسته بودم روی سنگ به منظره روبروم نگاه میکردم

یدفعه اومد. شروع کرد به حرف زدن.سرشو میزاشت رو شونم و گاهی به کمرم فشار میداد

فکر کردم خودشو درست کرده اخلاقش خوب شده

خواستم منم نوازشش کنم

اما وحشی پدر سوخته

خواست چنگم بندازه

نمیدونم این یکی چه مرگشه .از یه طرف دوست داره آدمو. خودشو میچسبونه و دائم میو میو میکنه

از یه طرف نمیزاره دست بهش بزنمو و موقع راه رفتن همش جلوی پامو میگیره و نمیزاره برم

خیلی عجیبه

احتمالا زندگی قبلیش آدم بوده

مشخصات وب
دلستان من یک زنم،از جنس نور و خورشید
ابر سیاه رهایم کن.
🌞🌞🌞
کپی آزاد
🥀🥀🥀
آدما طوری هستن که هرچقدم خوب باشی فقط اون قسمت که خوب نبودی رو یادشون میمونه
آرشیو وب
  • شهریور ۱۴۰۵
  • مرداد ۱۴۰۵
  • تیر ۱۴۰۵
  • خرداد ۱۴۰۵
  • اردیبهشت ۱۴۰۵
  • اسفند ۱۴۰۴
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • آرشيو

ساخت کد موزیک

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای دلستان محفوظ است .