دلستان

دلبر که جان فرسود از او  

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

Holm

توسط سنجاقک | دوشنبه ۱۴۰۲/۱۱/۳۰ | 23:20

دعا

توسط سنجاقک | دوشنبه ۱۴۰۲/۱۱/۳۰ | 22:59

جمعه کنکور ارشد دارم

برام دعا کنید

البته هم برای من و هم‌ پسرم

آقا گاوِ

توسط سنجاقک | دوشنبه ۱۴۰۲/۱۱/۳۰ | 22:57

آقا گاوِ منو سرکار گذاشت ، قرار بود یه هماهنگی باهام بکنه

برم خونه خواهرم، اما منو پیچوند

سینما خانواده روشن ، صدای موزیک بالا

زخم

توسط سنجاقک | دوشنبه ۱۴۰۲/۱۱/۳۰ | 22:55

‏می‌دانم چرا هیچ‌گاه یاد من نیستی. من زخمی بر روحت به یادگار نگذاشتم که با هر تلنگری یادم بیفتی. انسان به زخم‌ها بیشتر می‌اندیشد تا مرهم‌ها.

Siavash ghomayshi.taghdim

توسط سنجاقک | جمعه ۱۴۰۲/۱۱/۲۷ | 17:25

سلام

توسط سنجاقک | پنجشنبه ۱۴۰۲/۱۱/۲۶ | 6:54

سلام بر آنان که در ما چیزی را دوست داشتند
که خودمان آن را ندیدیم و دوست نداشتیم ...

🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
همیشه داشتن و از دست دادن به مراتب آدم را بیشتر ناراحت می‌کند تا این که از اول نداشته باشی ...

🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹

شاید زندگی همه ی زیبایی اش را در وجود شخصی به تو هدیه کند
🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻

اثر انگشت ما از قلب‌ هایی که لَمسشان کرده‌ایم
هیچ وقت پاک نمی‌شود ...

توسط سنجاقک | چهارشنبه ۱۴۰۲/۱۱/۲۵ | 10:35

جمله‌های ساده‌ای که تاثیر زیادی در رابطه عاطفی شما خواهند داشت:

-ازت ممنونم
-از نظر من تو فوق العاده ای
-من تحت هر شرایطی تو را دوست دارم
-با هم حل اش می‌کنیم
-درکت می‌کنم
-من برای تو اینجا هستم
-دوستت دارم

📚 @Academic_Library

سهراب پاکزاد.خط قرمز

توسط سنجاقک | جمعه ۱۴۰۲/۱۱/۲۰ | 9:20

کوه

توسط سنجاقک | چهارشنبه ۱۴۰۲/۱۱/۱۱ | 10:10

اگه فرض کنیم میانگین سن نرمال 80سال باشه و قرار باشه به مرگ طبیعی فوت کنیم .میشه زندگی رو به کوه نوردی تشبیه کرد

اون اول کوه تازه بدنیا اومدیم و قله میشه 40سالگی و بعد روبه پایین و اون ته قبر باشه .گاهی مسیر رو طی نکرده سر میخوریم و گاهی تا ته میریم تا برسیم به اون آخرش.

اون اولا بچه بودیم و دبیرستانی شدیم و حتی دانشگاه رفتیم ، سالها خیلی دیر میگذشت. از این عید به عید بعدی خیلی طولانی بود و روزها و هفته و ها و ماهها خیلی دیر میگذشتند . ولی الان من خودم که افتادم به سرپایینی و تو راه برگشتم خیلی زود میگذره . چشم بهم میزنیم عید میشه هفته تموم میشه و سال تموم میشه

نکتش اینکه کلی تو جوونی کار کردیم . جون کندیم . از زندگی لذت نبردیم همش دنبال جمع کردن مال

حالا که وقتش استفاده کنیم .میبینی با یه گاو شریک زندگی شدی که تا لحظه آخر میخواد جون بکنه . هرچی میگی قرار نیست تو قبر چیزی ببریم . جا نداره . الان وقتش از داراییت استفاده کنی . اما نمیفهمه . هم خودش رو آزار میده و هم اطرافیانش رو .

من هرگز به خاطر این همه آزار و اذیتی که به من و بچه ها رسوندی و میرسونی نمی بخشمت.

سهراب پاکزاد .خیالت جمع جمع

توسط سنجاقک | سه شنبه ۱۴۰۲/۱۱/۱۰ | 8:54

توسط سنجاقک | سه شنبه ۱۴۰۲/۱۱/۱۰ | 8:9

آنچه را عاشقانه دوست می داری بیاب
و بگذار تو را بکشد
بگذار غرقت کند
در آنچه که هستی
بگذار بر شانه هایت بچسبد
سنگینت کند
تو را به سمت پوچی ببرد
بگذار تو را بکشد و تمامت را ببلعد
زیرا هر چیزی تو را خواهد کشت
دیر یا زود
اما چه بهتر
آنچه دوستش میداری تو را بکشد.

دخترکم

توسط سنجاقک | دوشنبه ۱۴۰۲/۱۱/۰۹ | 19:57

هدیه دخترم 🥰

خدایا شکرت که هنوز چیزهایی هست که بشه باهاش حس زندگی و حس امید داشت .آینده رو دوست داشت . امیدوار بود .

وگرنه که از استرس زندگی قلبم مچاله شده

نماینده دروغگو

توسط سنجاقک | یکشنبه ۱۴۰۲/۱۱/۰۸ | 11:5

💎معلم سر كلاس به يكي از شاگردان
گفت درس چوپان دروغگو را بخوان.
بچه زد زير گريه و گفت : نمي توانم آقا معلم!
معلم پرسيد: چرا؟
بچه پاسخ داد: آقا! پدرم اين صفحه را از كتابم پاره كرده.
معلم بر آشفت و جويا شد: به چه دليل؟
پسره با لحني لرزان گفت : آقا معلم!
پدرم چوپان است. از خواندن اين درس سخت خشمگين شد و رو به من گفت:
من و پدرم و پدر بزرگم و بسياري از پيامبران چوپان بوديم و هيچ پيامبري دروغگو نبوده است.
اما يك نفر در ده ما پيدا شد و گفت به من راي بدهيد تا براي شما مدرسه بسازم، خانه بهداشت درست كنم ، به روستا جاده كشي كنم و برای فرزندانتان شغل ايجاد كنم.
ما هم باور كرديم و به او راي داديم و آقا شد نماينده ی ما و به هيچيك از حرف هايش هم عمل نكرد و جواب سلام مان را هم نمي دهد.
.
به معلمت بگو اين صفحه را پاره كردم تا
به جاي چوپان درغگو درس جديد:
" نماينده دروغگو " را تدريس كند

منم

توسط سنجاقک | سه شنبه ۱۴۰۲/۱۱/۰۳ | 9:18

من خیلی زحمت کشیدم ۴۰ ساله بشم.
چرا باید کاری کنم ۲۰ ساله به نظر برسم؟
من دوست دارم موهام یکم جو گندمی شه.
یکم کک و مک به خاطر تو آفتاب بودن رو دماغم بزنه
یکم آفتاب سوخته شم
یکم چروک کنار چشمام بیفته
معلوم شه حرص خوردم و زحمت کشیدم‌و رشد کردم.
مگه ۴۰ سالگی چشه؟

قجری=عجول

توسط سنجاقک | دوشنبه ۱۴۰۲/۱۱/۰۲ | 13:12

اون‌پست که در مورد خرید کالای تقلبی از برادرم بود

یه توضیح داره و اون اینکه طبق معمول قجری دچار قضاوت و زود تصمیم گیری شد و کلی هم بد و بیراه به برادرم گفت

ولی زیر بار نمیره که اشتباه کرده

امروز با برادرم صحبت میکردم

خیلی ناراحت بود و میگفت چرا این میخواد بگه ما عوضی هستیم چرا میخواد به تو اینو بقبولونه ؟؟

دلم سوخت

برای خودم و برای خانوادم

ما هم پر از عیب ایرادیم ولی سعی می‌کنیم خوب باشیم

سردرد های جهنمی

توسط سنجاقک | دوشنبه ۱۴۰۲/۱۱/۰۲ | 12:3

باز هم سردردهای جهنمی و خوردن انواع مسکن

و نداشتن فرصت استراحت

حس سکته دارم

***

فردا سالگرد پدرم هست .روحش شاد . هنوز هم برام عادی نشده و دلم براش تنگه.

***

خداوندا به خاطر آنچه دارم و ندارم شکر

مشخصات وب
دلستان من یک زنم،از جنس نور و خورشید
ابر سیاه رهایم کن.
🌞🌞🌞
کپی آزاد
🥀🥀🥀
آدما طوری هستن که هرچقدم خوب باشی فقط اون قسمت که خوب نبودی رو یادشون میمونه
آرشیو وب
  • مرداد ۱۴۰۵
  • تیر ۱۴۰۵
  • خرداد ۱۴۰۵
  • اردیبهشت ۱۴۰۵
  • اسفند ۱۴۰۴
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • آرشيو

ساخت کد موزیک

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای دلستان محفوظ است .