دلستان

دلبر که جان فرسود از او  

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

بازم شادمهر

توسط سنجاقک | دوشنبه ۱۴۰۲/۰۶/۲۷ | 16:26

شخصیت کارتونی

توسط سنجاقک | دوشنبه ۱۴۰۲/۰۶/۲۷ | 9:48

زنگ انشاء

توسط سنجاقک | جمعه ۱۴۰۲/۰۶/۲۴ | 8:52

http://www.zangeenshaaa.blogfa.com/

آدرس بلاگ زنگ انشاء

به بلاگ‌سر بزنید و دوست داشتید عضو بشید🙏

موضوع:آیا از جایی که در زندگی ایستادین،راضی هستین؟

و اما،بسیار جالب ،قابل تفکر و سخت هست

چند وجه داره

اگر از نظر کودک درونم بخوام بگم ،نه راضی نیستم

کودک درونم خیلی پر هیجان و شاد و بازیگوشِ.دوست داره برقصه .بخنده .ساز بزنه.نقاشی کنه.گردش بره.جیغ بزنه.آواز بخونه.مهربون باشه و ...

ولی از نظر شخصیت اجتماعی و یه انسان بزرگسال راضی ام.

از لحاظ مادر بودن .خیلی سخته که بخوام یه مادر جدی و بداخلاق باشم و انتظاری که قجری داره اینه

و از لحاظ همسر بودن‌هم اون دوست داره من یه زن مرد نما باشم

این‌خانمها که داش مشتی هستن و وقتی باهاشون‌حرف میزنی آخرش میگن یا علی مهندس

و خب با ذات من جور نیست

این بود انشای من 😁

انفجار ذهن

توسط سنجاقک | چهارشنبه ۱۴۰۲/۰۶/۲۲ | 0:13

گوشت قربونی.دعوای خانوادگی.پسر ناخلف.پدر غضبناک.قلب شکسته.ناتوانی.صبر بیجا.خسته از زندگی.گذشته سیاه.آینده تار.حال اسفناک.دلتنگی.برادر بی احساس.چاپلوس.تنهای همیشگی.مادر مظلوم.دنیا گردِ.تاوان کار نکرده.خوب بودن به وقت نیاز.داخل پرانتز.سخنرانی ممتد.وعده های پوچ.پنهان کردن احساس.دل زخمی.لاله۲۰.جای خالی مادر.دختر با جنم.دختر ترسو.بازی با احساس.روح مرده.تاخیر و تادیه.بدهی

اژدهاهای دهه ۹۰

توسط سنجاقک | جمعه ۱۴۰۲/۰۶/۱۷ | 18:31

یک.قجری داشت بالای چارپایه کار میکرد و منم مراقب بودم نیفته، یکم گذشت زدم زیر آواز داشتم میخوندم که دخترم اومد گفت: عصر جدید نیستا چارپایه رو نگهدار🤣

دو.با دخترم قدم میزدم که یه حرف نامربوط زد. گفتم زشته این چه حرفیه؟گفت:از بابا یاد گرفتم.منم گفتم:ادب از که آموختی از بی ادبان

گفت:بالاخره ما نفهمیدیم ادب رو از بی ادبها بیاموزیم یا حرف شما که میگی به من نگاه کن این همه کار های خوب باید از من یاد بگیری .که چند لحظه ایی منو به فکر فرو برد و سعی کردم بحث رو عوض کنم .دوباره امروز میگه نگفتی مامان ادب رو از بی ادبان یاد بگیرم یا با ادبان؟؟؟

پاتیمات روسولوا

توسط سنجاقک | پنجشنبه ۱۴۰۲/۰۶/۱۶ | 0:11

کربلا

توسط سنجاقک | سه شنبه ۱۴۰۲/۰۶/۱۴ | 9:35

بعد نیست متناسب با این ایام یه خاطره از کربلا دارم تعریف کنم.

سال 93 قجری یه پروژه تو کربلا داشت .یه چند باری خودش رفته بود که یه بار قرار شد منم باهاش برم .دخترم اون موقع 2.5ساله بود اولین بار که رفتیم حرم به قجری گفتم خوبه اینجا کوچیکه و مثل حرم امام رضا نیست که آدم نفهمه از کجا اومده و گیج بشه..یه چهار روزی بودیم که چون کار قجری طول کشید و فشرده شده بود و عملا نبود قرار شد منو دخترم برگردیم

روزی که پرواز داشتیم حدود ساعت4بعدازطهر صبحش تصمیم گرفتم با دخترم دوتایی یه زیارت بریم

چون محلی که ساکن بودیم سرکوچش هر روز ون داشت تا حرم و برگشتش هم همینطور

خلاصه ما رفتیم یه خورده اونجا بودیم و من هم مسیر رفتم رو نشونه گذاری کردم که وقتی برمیگردم ماشین های برگشت رو پیدا کنم.و امان از اون لحظاتی که من اومدم برم سوار ون بشم و هیچی برام آشنا نبود و گیج شده بودم و پیدا نمیکردم حدود دو ساعت تموم دور حرم میگشتم و اصلا نمیتونستم پیدا کنم زبان عربی هم وارد نبودم و ایام هم ایام عادی بود و ایرانی نمیدیدم.

خلاصه نا امید و خسته یه گوشه لب جدول نشسته بودم و دخترم هم خوابش برده بود تو بغلم.

گفتم خدایا غلط کردم اینجا هم بزرگه فقط امام رضای ما حرمش بزرگ نیست من و چه اظهار نظر .که یه خورده بعد همه جا برام آشنا اومد و اون ون خطی جلوی چشمم ظاهر شد. خلاصه این اولین و آخرین باری بود که رفتم کربلا

فریدون مشیری

توسط سنجاقک | دوشنبه ۱۴۰۲/۰۶/۱۳ | 10:27

دردِ بی درمان شنیدی ؟

حالِ من یعنی همین!

بی تو بودن، در دارد !

می زند من را زمین

می زند بی تو مرا،

این خاطراتِ روز و شب

درد پیگیر من است،

صعب العلاج یعنی همین

🍁

توسط سنجاقک | یکشنبه ۱۴۰۲/۰۶/۱۲ | 9:44

به امید آنکه هیچ کس بی‌مهر نشود و بی‌مهری را تجربه نکند ...

شادمهر

توسط سنجاقک | جمعه ۱۴۰۲/۰۶/۱۰ | 19:25

ابتهاج

توسط سنجاقک | سه شنبه ۱۴۰۲/۰۶/۰۷ | 9:34

ای غم!

نمی دانم!

روزِ رسیدن

روزیه گامِ که خواهد بود؟

اما در این کابوس خون آلود

در پیچ و تاب این شب بن بست

بنگر ...

به جان های گرامی ، رفته اند از دست

دردیست چون خنجر

یا خنجری چون درد

این من که در من، پیوسته می گرید

در من کسی، آهسته می گرید.

نظر شما چیه؟

توسط سنجاقک | دوشنبه ۱۴۰۲/۰۶/۰۶ | 21:14

میگم از وقتی چشم باز کردیم بهمون گفتن این دنیا محل رنج و عذابِ و خوشی ها برای اون دنیاست !!

میگن فقط باید صبور باشی و تحمل کنی تا بهت جایگاه بهشت بدن !!

این حرفا منطقی نیست وقتی توی قنوت نماز از خداوند، هم این دنیا رو میخوایم هم اون دنیا .

درست میگم؟؟؟

سوتی

توسط سنجاقک | شنبه ۱۴۰۲/۰۶/۰۴ | 20:46

قجری یه چتد وقته که تو شرکت زیر مجموعه یه بانک کار میکنه

اومد گفت :

ساکمو ببند باید برم ماموریت!

و منو دخترم به هم نگاه کردیم و چشمامون از ذوق برق میزد با کمی لبخند 🤭

که قجری نگام کرد و گفته چی شده چرا میخندی ؟

منم سریع جمع جور کردم اوضاع رو و گفتم خوشحالم بابت اینکه فکر میکنم تو کارت جا افتادی

خلاصه هنوز نرفته دخترم نقشه کشیده بریم شهر بازی و ...

درهم

توسط سنجاقک | جمعه ۱۴۰۲/۰۶/۰۳ | 15:53

ببخشید دوستان بهتون سر میزنم گرفتاریم زیاده

***

این هفته هم در خدمت اقوام قجری هستم . حیف که این مرد خیلی نمک نشناسِ.یه سوپ جوعالی با خورش فسنجون پختم از صبح سرپام. اینا هم خیلی اهل کمک نیستن بعد سر غذا هعی ایراد میگیره .اعصابمو خورد کرد .بهش گفتم‌از این به بعد مهمون داشتی از بیرون غذا بگیر .

***

این هفته دخترم چند تا سفارش شیرینی داشت .خیلی ذوق داشت از درآمدش برام هدیه خرید .خیلی بهم‌چسبید.

مشخصات وب
دلستان من یک زنم،از جنس نور و خورشید
ابر سیاه رهایم کن.
🌞🌞🌞
کپی آزاد
🥀🥀🥀
آدما طوری هستن که هرچقدم خوب باشی فقط اون قسمت که خوب نبودی رو یادشون میمونه
آرشیو وب
  • مرداد ۱۴۰۵
  • تیر ۱۴۰۵
  • خرداد ۱۴۰۵
  • اردیبهشت ۱۴۰۵
  • اسفند ۱۴۰۴
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • آرشيو

ساخت کد موزیک

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای دلستان محفوظ است .