هنوز هم مرا به اسم کوچکم صدا بزن
انگار زنها حداقل از میانسالی به بعد اسم کوچکشان را گم میکنند. همسر میشوند، مادر میشوند، خاله و عمه و زنعمو و زندایی میشوند، مادربزرگ میشوند، خانم فلانی (فامیلی شوهر) میشوند.
دیگر بهندرت کسی آنها را به اسم کوچکشان صدا میزند. ما هم بهندرت اسمکوچکشان را میدانیم، مگر اینکه اسمشان را روی سند و مدرکی، کارت بانکی و شناسنامهای ببینیم. تا میرسیم به سند آخر: سنگ قبر. که آنجا دیگر از اسم کوچک گریزی نیست.
دیدهاید وقتی اسم کوچک خانمهای سنبالا را میپرسیم، گاهی با یک حالت خاصی اسمشان را می گویند؟
چیزی شبیه خجالت.
بهخصوص اگر مثل «صاحبجان» اسم قدیمی و تک باشد. انگار خودشان هم از اسمشان فاصله میگیرند. غریبه میشود برای خودشان. همین اسمی که یک روزی پدر و مادرشان با آن صدایشان میزدند.
پیر هم که شدم، مرا به اسم کوچکم صدا بزن
📚 @Academic_Library
توسط سنجاقک
| پنجشنبه نوزدهم تیر ۱۴۰۴ | 6:44
مشخصات وب
من یک زنم،از جنس نور و خورشید ابر سیاه رهایم کن.
🌞🌞🌞
کپی آزاد
🥀🥀🥀
آدما طوری هستن که هرچقدم خوب باشی فقط اون قسمت که خوب نبودی رو یادشون میمونه
❤️❤️❤️
دلم را به کجای این شهر مشغول کنم،که نگیرد بهانه تو را
🌷🌷🌷
غربت کسی نباش ک تورو وطن خودش انتخاب کرده
آرشیو وب
- خرداد ۱۴۰۵
- اردیبهشت ۱۴۰۵
- اسفند ۱۴۰۴
- بهمن ۱۴۰۴
- دی ۱۴۰۴
- آذر ۱۴۰۴
- آبان ۱۴۰۴
- مهر ۱۴۰۴
- شهریور ۱۴۰۴
- مرداد ۱۴۰۴
- تیر ۱۴۰۴
- خرداد ۱۴۰۴
- اردیبهشت ۱۴۰۴
- فروردین ۱۴۰۴
- اسفند ۱۴۰۳
- بهمن ۱۴۰۳
- آذر ۱۴۰۳
- آبان ۱۴۰۳
- مهر ۱۴۰۳
- شهریور ۱۴۰۳
- مرداد ۱۴۰۳
- تیر ۱۴۰۳
- خرداد ۱۴۰۳
- اردیبهشت ۱۴۰۳
- فروردین ۱۴۰۳
- اسفند ۱۴۰۲
- بهمن ۱۴۰۲
- دی ۱۴۰۲
- آذر ۱۴۰۲
- آبان ۱۴۰۲
- مهر ۱۴۰۲
- شهریور ۱۴۰۲
- مرداد ۱۴۰۲
- تیر ۱۴۰۲
- خرداد ۱۴۰۲
- اردیبهشت ۱۴۰۲
- آرشيو